محمد على آزاد كشميرى
106
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
ساير فضلا و طلبه به مجلس اقدس و بزم مقدس طلب داشته با آن گروه نزاهتپژوه افطار فرمودند و در همان مجلس مولانا خليل الله را به خطاب مستطاب سرافراز ساخته فرمودند كه كتاب كلينى را كه دين قويم را اساس و بنيان ، و بيت المعمور دين مصطفوى بدان تابان است به فارسى شرح نمايند كه عموم سكان اين ديار را كه اغلب گفتگوهاى ايشان به لغت فارسى است انتفاع حاصل باشد . و نيز رقم اشرف به اسم مولانا محمد تقى مجلسى شرف صدور يافت كه كتاب من لا يحضره الفقيه را به دستور شرح نمايد . و چون فضيلت نماز جماعت بر پيشگاه ضمير منير ، پرتو وضوح افكنده بود رقم اشرف به طلب عالم ربانى و مؤيد بتأييدات آسمانى ، سالك طريق انيق عرفان و بلد شوارع ايقان ، مولانا محمد حسن كاشانى نفاذ يافت » . مؤلف قصص العلماء آورده كه « 1 » : « ملا خليل قزوينى در دو مسئله بر خطا رفته : يكى آنكه ترجيح بلامرجح جايز است مانند رغيفى كه جايع بدون ترجيح ، يكى را برمىدارد و مانند قدحى عطشان و مانند اينكه در مكانى كه مسطح باشد و آبى بر آن ريزند بايد آن آب هيچ سمت روان نشود ، و حال اينكه مىشود . و متكلمين اين موارد نقض را متعرض شدند . جواب دو مثال اول به اين نحو است كه اراده در امثال اين مقامات مرجح است و اگر ترجيحى بلا مرجح جايز باشد انسداد ابواب اثبات صانع لازم آيد ، چه ممكن مساوى الطرفين است يعنى وجود و عدمش بالنسبه به ذاتش مساوى است . پس اگر ترجيح بلا مرجح جايز باشد لازم آيد كه بتواند وجود ممكن بىصانع متحقق شود . پس اثبات واجب الوجود نتوان نمود . مسئله دوم : ملا خليل بر آن رفته اينكه شكل اول نتيجه نمىدهد زيراكه مستلزم دور است از اين كه نتيجه موقوف بر كبرى است و كبرى نيز موقوف نتيجه ، و دور باطل است . پس شكل اول باطل است . پس استدلال به شكل اول در هر مقام باطل است و اين شبهه را شيخ ابو سعيد ابو الخير كرده و به شيخ ابو على بن سينا فرستاده و نوشته كه شما استدلاليان بايد هر مطلبى را به يكى از اشكال اربعه تمام كنيد و تماميت ثلاثه موقوف بر تماميت شكل اول است ، چه آن سه شكل بايد به شكل اول تمام شوند و شكل اول مستلزم دور است ، چه نتيجه موقوف است بر اندراج اصغر تحت اكبر به تقريرى كه متقدم به هر دليلى تا به شكل اول درنيايد تمام نخواهد بود چنانكه شما را اين گمان است ، و شكل اول بديهى الانتاج است چنانكه شما مىگوئيد بااينكه اين مستلزم دور و دور باطل است . چون اين شبهه به شيخ الرئيس رسيد در جواب نوشت كه دور به اجمال و تفصيل مندفع است چه ، جهت دور ، مختلف است زيراكه كبرى موقوف بر نتيجه اجمالا نتيجه موقوف است بر كبرى اجمالا . الحاصل چون ملا خليل اين دو مسئله را اختيار نمود اشتهار در امصار يافت و چون به سمع علماى اصفهان رسيد ، مانند آقا حسين خوانسارى و امثال او ، نهايت در مقام تخطئه و انكار برآمدند . و
--> ( 1 ) . قصص العلماء ، ص 263 .